Professionally written papers on this topic:

The Importance of the Story of David and Goliath in the Unity of the Church
This is a 5 page paper discussing the story of David and Goliath and its importance in the unity and teachings of the Church. The story of David and Goliat...
Thirteen Ways of Looking at a Black Man (1998) by Henry Louis Gates, Jr.
(5 pp) Although these biographies have been reviewed as a collection of profiles, the author addresses his own work as "narratives of ascent.&...
Figure of Speech Analysis of William Wordsworth's Poem, "The World Is
A 5 page paper which analyzes the figures of speech used in William Wordsworth's 1802 poem, "The World Is Too Much With Us." Specifically ...
Moliere's Tartuffe/The Most Comic Figure
A 3 page essay that examines Moliere's comedy Tartuffe. The writer asserts that there are numerous comedic characters in this play, it can be argued t...
Beowulf as a Christ-like Figure
A 5 page essay that draws on the Anglo-Saxon epic Beowulf to argue that a close examination of the poem suggests that the Christian poet that set the tale...

View more...

  The figure a poem makes
    Uploaded by alijoker (197) on Jan 8, 2007

تصويري که يک داستان مي آفريند
رابرت فراست

انتزاع داستاني قديمي در ميان فلاسفه است اما مانند اسباب بازي جديدي در دستان هنرمندان امروز شده است. چرا نمي توانيم حتي يک کيفيت شعر را بخاطر خودش انتخاب کنيم؟ در ذهن مي توانيم، اما اگر درعمل نتوانيم کار سخت مي شود، زندگيمان براي آن است.
فقط يک بشرگرا توجه مي کند که يک شعر چقدر خوب است اگر تنها يک صداست. صدا طلايي در سنگ معدن است. سپس صدا را خواهيم داشت، خارج و پخش با غير ضروريات. ادامه خواهيم داد تا زماني که به اين کشف برسيم که موضوع شعر نوشتن آنست که تمام شعرها تا حد ممکن باز هم متفاوت بنظر بيايند و منابع مصوتها، صامتها، نقطه گذاري، نحو، کلمات، ضرب، و وزن کافي نيستند. ما به کمک موضوع متن –معني نيازمنديم اين بزرگترين کمک بسمت تنوع است. تمام آن چيزهايي که مي شود با کلمات انجام داد بزودي تمام مي شوند. همچنين است درباره وزن- مخصوصا در زباني مثل ما که فقط دو تا وجود دارد، پنج هجايي پيوسته و پنج هجايي گسسته، گذشتگان با تعداد زيادي وزن نيز اگر فقط بر وزن ها براي همه آهنگ ها تکيه مي کردند فقير بودند. تماشاي ريتم گراهاي ما در حالي که يک هجاي کوتاه را از يک پا حذف ميکنند تا شعرشان را از يکنواختي درآورند دردناک است، احتمالات يک تُن از آهنگ هاي دراماتيک struck across the rigidity of a limited mater are endless و ما دوباره بعنوان هنری ديگر در شعر هستيم براي چيزي گفتن، خوب يا غير خوب- شايد بهتر اگر خوب، زيرا عميق تر و از تجربه اي وسيع تر است.
سپس اين عصياني است که از آن صحبت مي شود که توقعي مساوي با صدا بعنوان نيمه بهتر شعر دارد. اگر آهنگي وحشي باشد، آن شعر است. سپس مشکل ما، بعنوان انتزاعگرايان مدرن، داشتن عصيان خالص است، وحشي بودن درباره چيزي که هيچ چيز براي وحشي بودن ندارد. ما بعنوان انحراف گرايان راه را به ارتباطات غير مستقيم مي دهيم و به خود فشار مي آوريم تا ازهمه جهات اشاره اي شانسي به چيز ديگر را در بعدازظهري داغ در زندگي فروشنده ای بيابيم. تم بتنهايي مي تواند ما را ثبات بخشد. درست همانطور که راز اول اين بود که يک شعر چطور مي توانست آهنگ را چنين مستقيم بعنوان وزن داشته باشد، راز دوم اين است که شعر مي تواند عصيانگر باشد و در عين حال موضوعي براي ارضا کردن داشته باشد.
بايد لذت خود شعر باشد که بگويد چطور مي تواند طرحي که شعر مي سازد. با خوشي شروع مي شود و با خرد به پايان مي رسد. طرح مثل عشق است، هيچ کس نمي تواند واقعا نشان دهد که شادي و سرخوشي بايد ثابت و غير پويا در يک جا باشند. با شادي شروع مي شود، به فشار تمايل پيدا مي کند، به اولين خط موجود جهت مي گيرد، يک سري اتفاقات خوشايند را پشت سر مي گذارد و در شفاف سازي زندگي پايان مي پذيرد- شفاف سازي که لزوما خيلي بزرگ نيست، مثل آنهايي که فرقه ها روي آن بنا مي شوند، اما در توقفي بياد ماندني عليه پيچيدگي و گنگي، سرانجام دارد. نتيجه اي دارد که با اينکه ديده نشده اما از اولين تصوير حالت اصلي مشخص بوده است و از تمام حالات ، اگر بهترين يک شعر در ابتدا در نظر گرفته شود و براي آخر حفظ شود آن يک شعر دروغين است و اصلا شعر نيست، اسم اصلي خود را همانطور که جلو مي رود پيدا ميکند و بهترين انتظار براي آن را در عبارت نهايي کشف مي کند، در يک لحظه دانا و غمگين. ترکيب شاد و غمگين آواز نوشيدن.
بدون اشک در نويسنده، و بدون اشک در خواننده، بدون غافلگيري در نويسنده و بدون غافلگيري در خواننده. براي من شادي اوليه در غافلگيري يادآوري چيزي است که نمي دانم مي دانم. من در جايي هستم، در يک موقعيت، گويي من از ابر تشکيل شده ام يا از زمين بيرون آمده ام. تشخيص شادي از گمشده بلند است و باقي ادامه مي يابد. قدم به قدم به شگفتي مقدار غير منتظره افزايش پيدا مي کند. تاثيراتي که بيش از همه براي هدف من مفيد هستند بنظر هميشه آنهايي هستند که من از آنها غافل هستم و وقتي که اتخاذ مي شوند متوجه نمي شوم، و نتيجه آن است که ما مثل بزرگان هستيم که تجربه را جلويمان مي کشيم تا به آينده بروي بر خلاف روز وقتي که مي خواهيم خطي از عمد بر جايي از بکشيم آن را تقسيم کنيم. خط جذبه بيشتري خواهد داشت زيرا بطرزي مکانيکي صاف نيست. ما از خميدگي صاف عصايي خوب لذت مي بريم. مثل چشم و دست در گذشته ابزار مدرني براي دقت استفاده مي شوند تا چيزها را خم دهند.
من مي گويم که مي شود عصياني بهتر از منطق داشت. اما در نگاه به گذشته منطق رو به عقب است، بعداز عمل. بايد بيشتر احساس شود تا ديده شود درست مثل پيش بيني. بايد آشکار سازي باشد، يا يک سري از آشکارسازي ها، همانقدر براي خواننده که براي شاعر، براي بودن آنست که بايد بزرگترين آزادي مادي براي حرکت و ساختن روابط در آن باشد بدون توجه به زمان، فضا، روابط قبلي، و هر چيزي بجز پيوستگي. ما درباره آزادي زياده گويي مي کنيم. مدارسمان را آزاد مي خوانيم زيرا آزاد به کنار رفتن از آن نيستيم تا شانزده- ساله شويم. من تعصبات دمکراتيک خودم را کنار گذاشته ام و اکنون با کمال ميل طبقات پايين تر آزاد گذاشته ام تا کاملا توسط طبقات بالاتر مراقبت شوند. آزادي سياسي براي من هيچ نيست. من آنرا چپ و راست مي -بخشم . همه آنچه براي خود نگه مي دارم آزادي چيزهاي خودم است – شرايط جسم، ذهن به درخواست هاي درخوري که از بي نظمي تمام طول زندگيم است.
محققان و هنرمنداني که با هم قرار گرفته اند اغلب ناراحت مي شوند بخاطر اين معما که در کجا با هم تفاوت دارند، هر دو از روي شناخت کار مي کنند اما من فکر مي کنم آنها از آنجايي که چطور به شناختشان مي رسند متقاوتند. محققان از طريق کامل بودن وظيفه شناسانه در طول خطوط منطقشان به آن مي رسند و شعرا با روحيه عالي و آنطور که اتفاق مي افتد درون و بيرون کتاب ها. آنها عمدا به هيچ مي چسبند، اما به آنچه مثل گره به آنها مي چسبد اجازه می دهند که آنها در ميدان ها قدم مي زنند. هيچ اکتسابي تکليف نيست حتي تکليف نفس. شناخت نوع دوم در راه هاي آزاد وحشي هنر و خرد خيلي در دسترس است. يک پسر بچه مدرسه اي ممکن است بعنوان شخصي توصيف شود که مي تواند هر آنچه مي داند را به ترتيبي که ياد گرفته است برايتان بگويد. هنرمند بايد خود را هنگامي که يک چيز را از ترتيب قبل در زمان و فضا بدرون ترتيبي جديد بدرون چيز زيادي بعنوان بندي که به مکان قبلي آويزان باشد مي قاپد ارزش نهد.
بايد بيشتر از يکبار روح خودم را به شدت گرايي باخته باشم اگر آن اصالتي بود که با تبديل هاي جوان خود اشتباه گرفته مي شود. اصالت و ابداع چيزهايي هستند که من در کشورم ميخواهم، براي خودم، اصالت چيزي بيشتر از تازگي يک شعر بصورتي که توضيح داده ام نيست. از شادي به خرد، طرح مثل عشق است. مثل تکه- اي يخ روي يک اجاق داغ، شعر بايد روي ذوب شدن سوار باشد. يک شعر ممکن است وقتي در وجود است دوباره کار شود، اما نبايد در وجود نگران باشد.
مهمترين کيفيت آن راه انداختن خود و بردن شاعر با خودش باقي خواهد ماند. آنرا صدها بار بخوانيد: تازگي- اش را براي هميشه حفظ خواهد کرد همانطور که فلز شکنندگي اش را، هرگز نمي تواند حس معنايي که زماني همانطور که پيش مي رفت با غافلگيري ظاهر شد از دست بدهد.






“The Figure a Poem Makes”,
Robert Frost, 1939
Translated by Ali Noorani, Jan. 2006
E-Mail Essay Link

Click here for more essays and term papers on this topic.

Click Here to Upload a New Literature Essay

Add a Comment
Attention Guests: You must be logged in to submit a comment, click here to log in or register.

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow Neutral Mr. Green     
Options:
  Include signature (can be changed in edit profile).
  Watch this essay for further comments.
 

Don't forget to cite your sources! - Generate a citation for this essay
Powered by Autocitation.com

Related Essays Author
Do Not Go Gentle Into That Good Night Poem by Dylan Thomas Do Not Go Gentle Into That Good Night Poem by Dylan Thomas tyson_626
Langston Hughe's poem "Mother to Son" Langston Hughe's poem "Mother to Son" Anonymous
Commentary on a poem entitled After the Flood Commentary on a poem entitled After the Flood seanc
Poem Analysis of "Disillusionment of Ten O'Clock" Poem Analysis of "Disillusionment of Ten O'Clock" Anonymous
Critical Analysis of the Poem "Snow Pantoum" Critical Analysis of the Poem "Snow Pantoum" Anonymous
 Grade Essay 

Average Grade: N/A

Min Grade: N/A -> Max Grade: N/A
Number of Grades:
0

Choose Grade: 

Deadline Approaching? Try Our Custom Papers.


Still haven't located a paper or essay on your topic?
Search Here for OVER 100,000 Papers and Essays!

Enter Your Topic Here:




Jump to:  

Link to Us  |  Points  |  Press Kit   |  Student Credit Cards   |  Lecture Notes  |   Full Essay Listing  |  Full Category Listing
Back to Top

© 1999-2007, eCheat.com. All Rights Reserved. Terms of Use